نظريهها تفاوت ديگري هم با مدلها دارند كه پيشتر به آن اشاره كردهايم و اكنون آن را توضيح بيشتري ميدهيم. مدلها پويايي دارند، ولي نظريهها ثابت و استاتيكاند، تنها در پرتو مدلها به صورت سيال و ديناميك درميآيند. گفتيم نظريهها بر پاية مدلها استوار ميشدند و مدلها تمثيل و استعارهاي در بردارند؛ وجوه مشابهتي با واقع دارند. مدلها از زمينهاي متفاوت به خاطر وجوه مشابهت انتخاب ميشوند. نظريهها هم در واقع اين وجوه شباهت ـ و يا احتمالاً در پارهاي از موارد وجوه اختلافات ـ را بيان ميدارند، مثلاً، نظريه جنبشي در واقع قوانين نيوتن است كه به صورت مشترك بر توپهاي بيليارد و ذرات گاز قابل الصاق است و در اين نظريه حالت خاصي پيدا كرده و بر ذرّات گاز اطلاق شده است. وجوه تشابه وقتي به صورت معادلات رياضي و يا گزارههايي درميآيند نظريه ميشوند. به عبارت ديگر آن وجوه تشابه حالت ثابت و استاتيك پيدا ميكنند. خود مدل پويايي دارد و ممكن است تدريجاً وجوه تشابه بيشتر آن واقع كشف شود و در نتيجه، در نظريه مذكور هم تغييراتي حاصل شود. بنابراين، هر قدر در مدل مذكور تغيير و تحول حاصل شود، در نظريه مورد نظر هم به همان اندازه تغييراتي حاصل ميشود.
ادامه مطلب...
اشاره:مفهوم مدل (model ) يكي از مفاهيم اساسي فلسفه علم و معرفتشناسي معاصر است. نگارنده تلاش كرده است تا ارتباط اين مفهوم را با معرفت ديني و نقش مدلها در آن را با ارائة مثالهايي روشن سازد. همچنين، در ادامه، مدلهاي ديني را با مدلهاي علمي مقايسه كرده و وجوه تفاوت و اشتراك آنها را بر شمرده است.
معرفت ديني، معرفتي متن ـ محور است و فعاليتهاي عالمان دين به نحوي بر پاية متون ديني، و خصوصاً متن اصلي متمركز ميشود. فعاليتهاي آنها هم يا فعاليتهاي هرمنوتيكي است كه در صدد فهم و تفسير متوان اصلي است و يا فعاليتهاي نظري است كه اهداف علمي ديگري را دنبال ميكند. اكنون ميتوانيم به اين تقسيم، دقت و عمق بيشتري ببخشيم و در پرتو آن تحليلي از ساختار معرفت ديني ارائه دهيم. تعبير "جهان"در فلسفه سابقهاي طولاني دارد و از زمان ارسطو مطرح بوده و لايبنيتز(Leibnitz ) با طرح مسئلة "جهانهاي ممكن" معناي دقيقتري به آن داد و حقاً در عصر حاضر در سمانتيك منطق موجهات modal logic)) بسط و گسترش چشمگيري يافته است. اين تعبير بسيار سودمند است و در تحليل ساختار معرفت ديني نيز ميتواند راهگشا باشد. از نگاه پديدار شناختي ميتوانيم بگوييم كه عالمان دين حقيقتاً در دو جهان متفاوت زندگي ميكنند و فعاليتهاي آنها در دو جهان متفاوت ميگنجند. آنها گاهي در "جهانهاي هرمنوتيكي" به سر ميبرند. فعاليتهاي آنها عمدتاً در اين جهان به فهم متون اصلي معطوف است. تعيين معنا و مدلول آيات و روايات فعاليتي هرمنوتيكي است كه در معرفت ديني اهميت دارد. معرفتي كه خود بر روي متون بنا شده است، پيش از هر چيز معنا و مدلول آنها را بايد تعيين كند. محصول فعاليتهاي نظري "جهانهاي نظري" است. اين جهانها طوفانيترين و ناآرامترين جهانهاي معرفت ديني هستند.
ادامه مطلب...
پديده وحي مهمترين عنصر دين اسلام است و در هيچ ديني مثل اسلام بر وحي و مفهوم خاصي از وحي تاكيد نشده است .
پديده وحي مهمترين عنصر دين اسلام است و در هيچ ديني مثل اسلام بر وحي و مفهوم خاصي از وحي تاكيد نشده است . اگر شما ادياني كه الان هست، اينها را در نظر بگيريد، عمدتاً دو دستهاند برخي اديان مبتني بر باني هستند، برخي اديان مبتني بر وحي و كلمه هستند. ادياني مثل بودئيزم يا حتي مسيحيت، اديان مبتني بر باني هستند. در اين اديان خود شخص خاصي مثل بودا يا حضرت مسيح اهميت ويژه را دارد و محور دين است ولي در اديان مبتني بر وحي يا كلمه، كلام خاصي به صورت كتاب مقدس جلوه ميكند، نص مقدسي، آن مبنا و محور دين ميشود. در ميان اديان مبتني بر وحي، دين اسلام امتياز ويژهاي را دارد چون دين اسلام مدعي است كه عالي ترين مرتبه وحي را در اختيار دارد دقيقاً كلمات قرآن همان كلماتي است كه خداوند متعال به پيامبر اسلام (ص) القا كردند. بنابراين تحليل پديده وحي در واقع تحليل كل پيكره اسلام است. وقتي شما به خود تاريخ رجوع ميكنيد و تاريخ انديشههاي اسلامي را ميبينيد هميشه بر سر تحليل پديده وحي نزاع بوده است و متكلمان و فلاسفه مسلمان درگير بودهاند كه پديده وحي چگونه پديده اي است؟ به خاطر محدوديت وقت، من تلاش ميكنم در اين فرصت مطالبي را بيان كنم، يك سري كليات را عرض ميكنم در رابطه با تحليلهايي كه در مورد پديده وحي صورت گرفته است. جهان جديد چه تغيير و تحولاتي روي بحث وحي داشته است؟ به چه شكل اين بحث طرح شده است؟ متفكران چه ديدگاههايي را در اين باره ارائه داده اند؟ و در ادامه بخش پاياني جلسه را اختصاص ميدهيم به پرسشهايي كه پيرامون اين بحث باقي مانده است. اگر شما پديده وحي را در نظر بگيريد، در بحثهايي را كه در دوره قديم نسبت به وحي صورت گرفته است و بحثهايي را كه در دوره جديد در اينباره مطرح شده است يك تفاوت عمده را ميبينيد. در قديم بيشتر تلاش فلاسفه و متكلمان اين بوده است كه يك نوع هستي شناسي است كه در اين هستي شناسي، وحي جايگاهي را داشته است، طبيعي است كه فلاسفهاي مثل فارابي و ابن سينا وقتي درباره وحي ميخواهند بحث كنند، رجوع ميكنند به همان نظام عقول عشره و عقل فعال و وحي را يك نوع ارتباط معرفتي ميدانند كه پيامبر به خاطر صعود روحي كه انجام ميدهد با عقل فعال متصل مي شود، وقتي به ابن سينا رجوع ميكنيد، ابن سينا به جاي عقل فعال، قوه حدس پيامبر را مطرح ميكند. ميگويد پيامبر انساني است كه بالاترين قوه حدس را دارد و به كمك اين قوه حدس ميتواند آن بعد غيبي و پنهاني عالم را حدس بزند. حقايقي را كه در آنجا نهفته است به دست بياورد هم چنين متكلمان و فلاسفه بعدي را شما در نظر بگيريد ميبينيد همه اينها يك بعد هستي شناختي داشتهاند در واقع دنبال اين بودند كه در نظام هستي شناختي كه مقبول است ميان فلاسفه عالم، وحي چه جايگاهي دارد . كمتر اين پرسش مطرح ميشود كه وحي اصلاً چگونه پديدهاي است. البته در لابلاي كلمات اينها مباحثي كه مطرح كردهاند، پاسخي هم به اين مسأله داده شده است، ولي پاسخي كه داده شده، است عمدتاً به صورت تفنني و ضمني بوده است و كانون اصلي بحث همان نگاه هستي شناختي به مساله وحي ميباشد. اما در دوره جديد پرسش اصلي كه در رابطه با وحي مطرح مي شود، مسأله سرشت وحي است كه اصلاًوحي چيست ؟ نه اين كه در واقع خود وحي را بيشتر به عنوان يك نوع معرفت در نظر بگيرند و به دنبال آن مبناي هستي شناختيش باشند .بلكه بيشتر به دنبال چيستي وحي هستند كه وحي چيست و چگونه براي بشر رخ داده است ؟ طبيعي است كه اگر چيستي وحي روشن بشود ،مشخص ميشود كه چگونه هم ميتواند براي بشر رخ بدهد.
ادامه مطلب...
اسلام به گونه هاي اساسي و ريشه هاي تمام نيازهاي جامعه و پيروان خود را بررسي كرده و راه حلهايي را ارائه داده كه ضامن و دربردارنده گسترش عدالت و مساوات است.
بعضي از اين قوانين عبارتند از: زكات، خمس، صدقه و وقف كه به مدد آنها مشكلات اقتصادي جامعه برطرف ميشود و طبقه سرمايهدار همرديف گروه محروم و مستضعف ميشود. ولي با گسترش جامعه اسلام از نظر جمعيت و محدوده جغرافيايي نيازهاي بشر نسبت به گذشته تفاوت بسياري يافت. بدين جهت نياز به منابع اقتصادي ضرورت بيشتري يافت از اين رو وقف در ميان مسلمانان داراي ارزش ولايي است. چرا كه در پيشبرد شئون زندگي و استحكام پايههاي گوناگون اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، و بهداشتي جامعه اسلامي نقش موثر و به سزايي داشته است. اسلام به پيروان خود دستور داده تا با اجراي دستورات قرآن و شارع مقدس براي محروميت زدايي از جامعه اسلامي اقدام كنند.
يكي از روشهاي نيكو و سنتهاي حسنه ((وقف)) است. وقف از ديرباز به شكلهاي گوناگوني در تاريخ بشر وجود داشته است و اسلام آن را در مسيري روشن، منطقي، هدفدار، مترقي و دقيق نهاده است. گرچه متاسفانه درباره آثار معنوي، اقتصادي و اجتماعي وقف كمتر تحقيق شده، از سوي ديگر نگارنده خود را در مقامي نميبيند كه در تمام اين ابعاد مطالبي بنگارد، بنابراين و به مصداق آيه [لا يكلف الله نفسا الا وسعها] و با استمداد از درگاه خداوند به اندازه توانايي خويش فقط درباره ((وقف در سيره پيامبر(ص) و امامان شيعه)) ميپردازيم.
ادامه مطلب...
از جمله مباحثي كه در آموزه هاي ديني، مورد توجه قرار گرفته و حفظ و مراقبت از آن، به همگان توصيه شده است، «ذكر» و ياد خداي متعال در تمام مراحل زندگي است، بدون اين كه به زمان، مكان و شرايط خاصي، محدود و منحصر شده باشد.
امام صادق(ع) مي فرمايد: هر چيزي حدي دارد كه در آن جا به پايان مي رسد مگر ياد خدا كه حدي پايان پذير ندارد. خداوند عزوجل فرايض را واجب كرد و هر كه آن ها را به جاي آورد، همان حد آن هاست... مگر ذكر، كه خداي عزوجل به اندك آن، رضايت نداده و حدي كه در آن جا، پايان پذيرد، برايش قرار نداده است، سپس اين آيه را تلاوت كرد: اي كساني كه ايمان آورده ايد خدا را، بسيار ياد كنيد و بامدادان و شامگاهان او را تسبيح گوييد.» (احزاب.42) (1)
در حديث ديگري امام صادق(ع) مي فرمايد: «فاكثروا ذكرالله ما استطعتم في كل ساعه من ساعات الليل و النهار فان الله امر بكثره الذكر له؛ (2) تا آن جا كه مي توانيد در تمام لحظات و ساعات شب و روز، خدا را بسيار ياد كنيد زيرا خداوند به بسيار ياد كردن خود فرمان داده است.»
ادامه مطلب...
از هر چه بگذريم، سخن دوست خوش تر است . و چه دوستاني شايسته تر از"اهل بيت "، براي عشق ورزيدن ، دوست داشتن ، رابطه قلبي داشتن ، به ياد آنها زيستن و نفس كشيدن و با عشق و محبت آنان تربيت كردن فرزند و در نتيجه آن ساختن جامعه است .
وقتي با كسي يا كساني رابطه داريم ، از آنان ياد مي كنيم ، تماس ميگيريم و احوالپرسي مي كنيم به ديدارشان مي رويم ، به مهماني دعوتشان مي كنيم، در غم و شادي آنان شريك مي شويم ، در سفر و حضر، پيوند با آنان را مغتنم مي شماريم و اين رابطه را در همه شئون زندگي خويش ، جريان و سريان مي دهيم .
اهل بيت عصمت و دودمان پاك پيامبر ، دوست داشتني ترين خانواده اي هستند كه مي توان نام برد و پاك تر از آنها وجود ندارد و قرآن به طهارت آنان گواهي داده است و نيز اين فرمان قرآن كه" كونوا مع الصادقين " يعني با راستان و راستگويان باشيد، بر آن دودمان مطهر تطبيق و تفسير شده است و مزد رسالت حضرت رسول ، " مودت ذي القربي " قرار داده شده است .
با اين خاندان تا چه حد رابطه مودت و دوستي داريم ؟ تا چه حد عترت پيامبر، در خانواده ما حضور دارند ؟ آيا عطر وبوي محبت اهل بيت را، در بين خانه و خانواده و فرزندان و بستگانمان ،گسترده ايم؟ اگر عشق انس با خاندان پيامبر (ص) يك وظيفه است ، تا چه حد خود و فرزندانمان به اين وظيفه عمل كرده ايم و ديگران را به اداي اين تكليف فرا خوانده ايم ؟
ادامه مطلب...
آسیب شناسی عزاداری سالار شهیدان علیه السلام
آسیبشناسی محرم و عزاداری آن (1)
آسیبشناسی محرم و عزاداری آن (2)
امام حسینعلیه السلام از نگاه دکتر شریعتى
نویسندگان اهل سنت بالاخص در عصر حاضر شیوه حكومت اسلامى را شورائى مىانگارند و پشتوانه حكومت اسلامى را همان دو آیهاى كهپیرامون شورائى در قرآن وارد شده است، مىدانند. ولى آنان از نكتهاى غفلت ورزیدهاند كه اگر حكومت اسلامى بر اساس «شورا» استوار بود، لازم بود پیامبر گرامى حدود و خصوصیات آن را بیانكند، درحالى كه درباره خصوصیات آن سخنى به میان نیامده است،مثلا یادآور شود: چه كسى اصل شورا را به اجراء بگذارد؟
راى دهندگان چه كسانى باشند؟ انصار و مهاجر با مسلمانانمدینه و مكه یا همه مسلمانان: در صورت اختلاف نظر، ملاك ترجیح چیست؟ اكثریت است یا ملاكهاى دیگر.
این پرسشها و دهها پرسش مانند آن در هاله ابهام باقى است ازاین جهت نمىتوان گفت پیامبر گرامى بر همین اصل، اعتماد نموده ودرباره شیوه حكومتسخنى نگفته است.
گذشته از این، باید دید آیات مربوط به شورا به كدام یك از امور ناظر مىباشد، اینك آیات مربوطه را مطرح كرده بعدا در حدود دلالت آنها سخن مىگوئیم.
ادامه مطلب...

