تبليغاتX
پيشواي سوم - پرتوى از سيماى امام زين العابدين(عليه السلام)



پرتوى از سيماى امام زين العابدين(عليه السلام)

    

امام سجاد (علیه السلام ) در محراب عبادت و معنویت 
منحرفان از خط امامت راستین/ فرقه كیسانیه
 حضرت على بن الحسين ، ملقّب به سجّاد و زين العابدين، روز پنجم شعبان سال 38 هجرى يا 15 جمادى الاولى همان سال، در مدينه ديده به جهان گشود و در روز 12 و يا 25 محرّم سال 95 هجرى، درمدينه، به دسيسه هشام بن عبدالملك، مسموم گرديد و در 56 سالگى به شهادت رسيد. البته شايان ذکر است که سال و روز تولد و شهادت حضرت امام سجاد عليه السلام مورد اختلاف شديد مورّخين است. مشهورترين نظر در باره‌ي سال و روز تولد امام، روز پنجم شعبان سال 38 هجري قمري در مدينه است که بزرگاني نظير جناب شيخ مفيد در « ارشاد»، شيخ کليني در « اصول کافي»، ابن شهر آشوب در «مناقب »، ابن خشاب در « مواليد اهل بيت »، شهيد در کتاب « الفصول المهمه »، و ديگران به آن معتقدند. نظرات ديگر عبارتند از: سال 33، 36، 37، و نيز سال 48 يا 49 هجري قمري.(1)
صحيفه سجّاديّه كه به زبور آل محمّد مشهور است، اثر بى نظيرى است كه در جهان اسلام، جز قرآن كريم و نهج البلاغه، كتابى به اين عظمت و ارزش، پديد نيامده كه پيوسته مورد توجه بزرگان و علما و مصنّفان باشد.
همچنين در مورد  زمان شهادت امام سجاد (عليه السلام) در بين مورّخين اختلاف است. دامنه اين اختلاف از سال 92 هجري تا سال 100 هجري است، اما آنچه از همه مشهورتر است، يکي سال 94 هجري است که آن را به مناسبت ارتحال فقهاي بي شماري از اهل مدينه، « سنة الفقهاء » ناميده اند و ديگري سال 95 هجري.
« حسين » فرزند امام علي بن الحسين عليه السلام وفات پدر خود را در سال 94 اعلام کرده است و بر اين اساس بزرگاني نظير شيخ مفيد و شيخ طوسي و محقق اردبيلي و ابن اثير نيز همين نظر را داشته اند.
اما بر اساس روايتي که ابوبصير از امام جعفر صادق عليه السلام نقل کرده است، امام فرموده است:
حضرت علي بن الحسين عليه السلام در حالي‌که 57 ساله بودند از دنيا رفت و اين واقعه در سال 95 هجري اتفاق افتاد.
روز شهادت امام سجاد نيز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بيشتري برخوردار است.
بنا بر اين روايات، امام سجاد عليه السلام 57 يا 58 سال عمر فرمود که : دو سال آن را در زمان حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام، ده سال را در زمان امامت عموي خود حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام و ده سال را در دوران امامت پدر خود سپري فرموده است و مدت امامت خود آن امام بزرگوار نيز 35 سال بوده است.(2) مزار شريف آن حضرت در مدينه در قبرستان بقيع مى باشد.
مادر مكرّمه آن حضرت بنا بر منابع تاريخ اسلامى، غزاله از مردم سند يا سجستان كه به سلافه يا سلامه نيز مشهور است، مى باشد. ولى بعضى از منابع ديگر نام او را شهربانويه، شاه زنان ، شهرناز، جهان بانويه و خوله، ياد كرده اند. امام سجّاد(عليه السلام) در بدترين زمان از زمان هايى كه بر دوران رهبرى اهل بيت گذشت مي زيست، چه، او با آغاز اوج انحرافى، معاصر بود كه پس از وفات رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روى داد.
بنا بر اين روايات، امام سجاد عليه السلام 57 يا 58 سال عمر فرمود که : دو سال آن را در زمان حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام، ده سال را در زمان امامت عموي خود حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام و ده سال را در دوران امامت پدر خود سپري فرموده است و مدت امامت خود آن امام بزرگوار نيز 35 سال بوده است.
امام(عليه السلام) با همه محنت ها و بلاها كه در روزگار جدّ بزرگوارش اميرالمؤمنين(عليه السلام) آغاز گرديده بود همزمان بود. او سه سال پيش از شهادت امام على(عليه السلام)متولّد گرديد، وقتى ديده به جهان گشود، جدّش اميرمؤمنان(عليه السلام)در خطِّ جهادِ جنگِ جمل، غرق گرفتارى بود و از آن پس با پدرش امام حسين(عليه السلام) در محنت و گرفتاري هاى فراوان او شريك بود. او همه اين رنج ها را طى كرد و خود به طور مستقل روياروى گرفتاري ها قرار گرفت. محنت و رنج او وقتى بالا گرفت كه لشكريان يزيد در مدينه وارد مسجد رسول اللّه شدند و اسب هاى خويش را در مسجد بستند، يعنى همان جايى كه انتظار آن مى رفت مكتب رسالت و افكار مكتبى در آنجا انتشار يابد، امّا برعكس، آن مكان مقدّس در عهد آن امام تقوا و فضيلت، به دست سپاه منحرف بنى اميّه افتاد و آنان ضمن تجاوز به نواميس مردم مدينه و كشتار فراوان، بى پروايى را از حدّ گذراندند و حرمت مدفن مقدّس رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)و مسجدش را هتك نمودند. امام سجّاد(عليه السلام) براى پيش راندن مسلمانان به سوى نفرت از بني اميّه و افزودن مبارزه جويى با آنان، تلاش هاى مؤثّرى نمود و هر گاه فرصتى به دست مي آمد، مردم را بر ضدّ امويان تحريك مى كرد و با احتياط، برنامه حاكمان منحرف را تحت نظر قرار مى داد.
امام(عليه السلام) براى آگاهى مردم، اسلوب دعا را به كار برد، به طورى كه دعاهاى آن حضرت، رويدادهاى عصر او را تفسير مى كند.
صحيفه سجّاديّه كه به زبور آل محمّد مشهور است، اثر بى نظيرى است كه در جهان اسلام، جز قرآن كريم و نهج البلاغه، كتابى به اين عظمت و ارزش، پديد نيامده كه پيوسته مورد توجه بزرگان و علما و مصنّفان باشد. از ديگر آثار ارزنده به جا مانده از امام سجّاد(عليه السلام)، مجموعه اى تربيتى و اخلاقى است به نام
رساله حقوق كه امام(عليه السلام) در آن وظايف گوناگون انسان را در برابر خدا و خود و ديگران، با بيانى شيوا و گويا بيان كرده است. مجموعه حقوقى كه در اين رساله ذكر شده جمعاً 51 حقّ مى باشد.
منابع:
1- بحارالانوار، جلد 46، از صفحه 7 الي 15
2- بحارالانوار،‌ ص 151، حديث 10 (به نقل از کشف الغمه ) و ص 152 الي 154
اصول کافي،‌ ج 1، ص 468، حديث 6

*
امام سجاد (علیه السلام ) در محراب عبادت و معنویت 
امام سجاد، زین العابدین (علیه السلام )، پیشوایان متقین ، در عصرى كه سفاكان و دین گریزان ، محراب را با خون اولیاى خداگلگون مى ساختند و حقگویان برخاسته از محراب را به جرم سرفرود نیاوردن در برابر غیر خدا، مورد سخت ترین آزارها و نارواترین دشنامها قرار مى دادند و ماءذنه هاى هدایت و مناره هاى دین را ناجوانمردانه به خون تكبیرگویان عزت و دیندارى مى آغشتند، آرى در چنین عصرى از محراب ، ماءذنه اى رفیع ، رفیعتر از همه برجها ساخته بود نجواهاى پنهانیش را رساتر از هر فریاد به گوش غفلت زدگان و راه گم كردگان زمانش و نیز فرزندان آینده اسلام برساند.
امام سجاد (علیه السلام ) چون براى نماز آماده مى شد وضو مى گرفت ، رنگ رخسارش دگرگون مى شد و چون از علت آن مى پرسیدند، پاسخ مى داد:
((آیا مى دانى كه مى خواهم به آستان چه بزرگى راهیابم و در مقابل چه مقامى قرار بگیرم !)).
على بن الحسین (علیه السلام ) چنان در این میدان مى كوشید كه وقتى فاطمه ، دختر امیرالمؤ منین (علیه السلام ) آن تلاش طاقت فرسا و آن عبادت بى وقفه را در فرزند برادرش ، مشاهده كرد، بر سلامتى او بیمناك شد و از جابرین عبدالله یارى خواست تا شاید امام سجاد را از آن همه زحمت و مرارت كه در مسیر عبادت به خویش روا مى داشت باز دارد.
به جابر گفت : تو مى دانى كه ما خاندان رسول خدا، حقوقى بر شما داریم ، از آن جمله این است كه اگر خطرى ما را تهدید كند، شما باید به یارى ما بشتابید. اینك فرزند برادرم از كثرت عبادت خویش را در معرض خطر قرار داده است از او دیدار كن و از وى بخواه تا قدرى به استراحت نیز بیندیشد.
جابر به حضرت امام سجاد (علیه السلام ) رسید، حضرت را در حال عبادت یافت در حالى كه بدن آن گرامى بشدت ضعیف شده بود. جابر نگرانى عمه آن بزرگوار را به ایشان یادآورى كرد و گفت :
اى فرزند رسول خدا! مگر نه این است كه خداوند بهشت را براى شما و دوستان شما قرار داده جهنم را براى دشمنان شما؟ پس تحمل این همه رنج در مسیر عبادت براى چیست ؟
امام سجاد (علیه السلام ) فرمود:
اى جابر! تو از اصحاب رسول خدایى و مى دانى كه جدم رسول خدا با این كه مورد غفران عام و همه جانبه خدا بود و آیه لیغفرلك الله ما تقدم من ذنبك و ما تاءخر به وى اطمینان همیشگى مى داد، اما باز هم آن عزیز چنان خداى را عبادت مى كرد كه قدمهایش متورم مى شد و چون علت آن همه سعى در عبادت را از وى مى پرسیدند مى فرمود: افلا اكون عبدا شكورا یعنى ؛ آیا من نباید در برابر خداوند بنده اى شكرگزار باشم !
امام صادق (علیه السلام ) در توصیف عبادت هاى امیرالمؤ منین (علیه السلام ) مى فرمود: در امت اسلامى هیچ كس نتوانست همانند رسول خدا به عبادت اهتمام ورزد جز على بن ابى طالب (علیه السلام ). او چنان عبادت مى كرد كه گویى بهشت و دوزخ را مى بیند..
آنگاه فرمود: در میان اهل بیت امیرالمؤ منین شبیه تر از همه به او زین العابدین (علیه السلام ) مى باشد چه این كه در راستاى عبادت چنان پیش تاخت كه فرزندش امام باقر (علیه السلام ) در او خیره شد، اثر عبادت را در چهره اش آشكار یافت و از مشاهده حال پدر گریست . امام سجاد كه علت گریستن فرزند را دریافته بود فرمود: آن نامه و صحیفه اى كه عبادتهاى على (علیه السلام ) در آن ثبت شده بیاور!
امام باقر (علیه السلام ) نامه را به پدر داد و آن حضرت مشغول مطالعه شد. پس از لختى مطالعه ، درنگ كرد و آهى عمیق از سینه آورد و گفت : كیست كه بتواند مانند امیرالمؤ منین (علیه السلام )، آن همه عبادت خدا كند.
درباره آن حضرت نقل كرده اند كه در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد. وقتى به وى گفتند كه شما بیش از جدتان على (علیه السلام ) عبادت مى كنید، امام اظهار داشت :
مه انى نظرت فى عمل على صلوات الله علیه یوما واحدا فما استطعت ان اعدله من الحول الى الحول .
یعنى ؛ من در عمل یك روز على (علیه السلام ) نگریستم و تاءمل كردم و دریافتم كه قادر نیستم در طول یك سال اعمالى انجام دهم كه با عمل یك روز امیرالمؤ منین (علیه السلام ) برابرى كند.
اى جابر! تو از اصحاب رسول خدایى و مى دانى كه جدم رسول خدا با این كه مورد غفران عام و همه جانبه خدا بود و آیه لیغفرلك الله ما تقدم من ذنبك و ما تاءخر به وى اطمینان همیشگى مى داد، اما باز هم آن عزیز چنان خداى را عبادت مى كرد كه قدمهایش متورم مى شد و چون علت آن همه سعى در عبادت را از وى مى پرسیدند مى فرمود: افلا اكون عبدا شكورا یعنى ؛ آیا من نباید در برابر خداوند بنده اى شكرگزار باشم !
البته ممكن است منظور حضرت ، عبادت از نظر كمى نباشد بلكه به جنبه كیفى و ارزشى عمل اشاره داشته باشد، چنان كه این معنا از برخى روایات دیگر نیز استفاده مى شود بویژه روایاتى كه مى گوید: ضربت على (علیه السلام ) در روز جنگ خندق بر عبادت جن و انس فضیلت و شرافت دارد.
امام سجاد (علیه السلام ) در آستانه نماز
امام سجاد (علیه السلام ) چون براى نماز آماده مى شد وضو مى گرفت ، رنگ رخسارش دگرگون مى شد و چون از علت آن مى پرسیدند، پاسخ مى داد:
((آیا مى دانى كه مى خواهم به آستان چه بزرگى راهیابم و در مقابل چه مقامى قرار بگیرم !)).
بارها مى دیدند كه وقتى امام زین العابدین (علیه السلام ) وضو گرفته و به انتظار رسیدن وقت نماز به سر مى برد، از شدت خضوع در برابر حق و احساس بندگى به درگاه خدا، آثار نگرانى در اندامش ظاهر بود. (1)
پی نوشت
1- امام سجاد، احمد ترابی

*
منحرفان از خط امامت راستین/ فرقه كیسانیه
اگرچه نصوص و احادیث بسیاری دال بر امامت على بن الحسین (علیه السلام ) مى باشد و موقعیت علمى و معنوى و اخلاقى امام سجاد (علیه السلام ) خود از دیگر دلایل منصب الهى اوست ولى با این حال جریان هایى پیدا شدند كه به انگیزه هاى غیر الهى و با اهداف شیطانى به انحراف ها دامن زدند و ذهن گروهى از مردم را نسبت به امامت زین العابدین مخدوش كرده و فرقه هاى منحرف را بنیان نهادند!
فرقه كیسانیه نتیجه همین انحراف عقیدتى و معرفتى است كه در جامعه شیعه ، مقارن با عصر امامت زین العابدین (علیه السلام ) شكل گرفت و خطى را در قبال خط امامت راستین - امامت على بن الحسین (علیه السلام ) - به وجود آورد. البته این مشكل به همین مورد محدود نشد و بعدهاى فرقه هاى دیگر با شعارهاى و انگیزه هاى متفاوت از پیكر جامعه شیعه چون زخم هایى دردانگیز سربرآودند.

فرقه كیسانیه
فرقه كیسانیه نتیجه همین انحراف عقیدتى و معرفتى است كه در جامعه شیعه ، مقارن با عصر امامت زین العابدین (علیه السلام ) شكل گرفت و خطى را در قبال خط امامت راستین - امامت على بن الحسین (علیه السلام ) - به وجود آورد.
فرقه كیسانیه كسانى هستند كه از امام على بن الحسین (علیه السلام ) كناره گیرى كرده و خود را پیروان محمد حنیفه (( فرزند امام على بن ابى طالب (علیه السلام )) معرفى كردند و مدعى شدند كه پس از حسین على (علیه السلام ) محمد حنیفه دارى مقام و منصب امامت و ولایت است .
در این كه چرا این گروه به كیسانیه شهرت یافته اند، مطالب مختلفى گفته شده است .
برخى گفته اند: چون این گروه از یاران ((كیسان )) خدمتكار امیرالمؤ منین (علیه السلام ) بوده اند و كیسان پس از على (علیه السلام ) در زمره شاگردان محمد حنیفه در آمده و بر علوم تسلط خاصى یافته و در آیات و احكام نظریات ویژه اى از او ابراز شده و یارانش با این خصوصیتها جذاب او شده اند، آنها را ((كیسانیه )) نامیده اند
جوهرى مى گوید: كیسان لقب مختاربن ابى عبیده ثقفى است و چون این گروه را مختار رهبرى مى كرد، آنها به كیسانیه شهرت یافتند.
شهرستانى در كتاب ملل و نحل چند شاخه براى این فرقه یاد كرده است كه همه آن ها در اعراض از امام سجاد (علیه السلام ) و روى آورى به محمد حنفیه مشترك بوده اند و آن ها عبارتند از: كیسانیه ، مختاریه ، هاشمیه ، بنانیه و رزامیه .
سرشناس ترین و محورى ترین چهره هایى كه در سطح رهبرى فرقه كیسانیه مطرحند، نخست محمد حنفیه و سپس مختاربن ابى عبیده ثقفى است .
منبع: احمد ترابی، امام سجاد(ع)
 


تبيان
http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamSajjad/2009/1/5/81845.html

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387;ساعت 10:21;  توسط محمود موحدان;  |